ابن هشام الحميري ( مترجم : سيد هاشم رسولى محلاتى )

76

السيرة النبوية ( زندگانى محمد ص ) ( فارسي )

( 1 ) « اى گروه يهود بترسيد كه همان عذابى كه خدا بر سر قريش فرود آورد بر سر شما هم نازل كند . بيائيد و مسلمان شويد زيرا شما به خوبى دانسته‌ايد كه من پيامبر مرسل خدا هستم و اين مطلب را در كتابهاى خويش خوانده‌ايد و خدا در اين باره از شما عهد و پيمان گرفته است ! » يهوديان در پاسخ آن حضرت گفتند : اى محمّد تو خيال كردى ما هم مثل قريش هستيم ؟ از اينكه با يك دسته مردمان بىخبر از فنون جنگى برخورد كردى و بر آنها پيروزى شدى مغرور مباش ! و اگر بجنگ ما آمدى خواهى دانست كه ما چگونه مردمانى هستيم ! و بعقيدهء ابن عباس آيات ( 12 و 13 ) آل عمران نيز در همين باره نازل شد . پيمان شكنى يهود بنى قينقاع و سبب جنگ آنها با مسلمين : يهود بنى قينقاع نخستين دسته‌اى بودند كه پيمان خود را با مسلمانان شكستند و سبب شدند تا مسلمانان در صدد جنگ با آنها برآيند . جريان از اين قرار بود كه زن عربى از مسلمانان ببازار يهود بنى قينقاع آمد و جنسى را كه همراه خود براى فروش آورده بود بفروخت سپس بدر دكان زرگرى يهودى آمده و در آنجا نشست ، يهوديان اصرار داشتند كه آن زن روى خود را بگشايد ولى او خوددارى كرد ، زرگر يهودى كه خوددارى او را از گشودن رويش مشاهده كرد برخاست و بدون اينكه آن زن بفهمد دامن پيراهنش را از پشت سر بلند كرد و به بالاى آن گره زد ، زن عرب بى خبر از همه جا همين كه از جا برخاست قسمت پائين بدنش از پشت سر يك جا نمايان شد و يهوديان بر او خنديدند . زن كه تازه از جريان مطلع شده بود ( شديدا ناراحت شد و ) فرياد كشيد ، يكى از مسلمانان كه شاهد اين جريان بود به آن زرگر حمله كرد و او را بكشت ساير يهوديان نيز به آن مرد مسلمان حمله كرده او را كشتند ، مسلمانان كه از قصه آگاه شدند در صدد انتقام برآمدند و بدين ترتيب ميان آنها و يهود بنى قينقاع بهم خورد و سبب شد كه رسول خدا صلى اللّه عليه و آله بجنگ ايشان برود .